تبليغاتX
کویر

کویر

اجتماعی -سیاسی-فرهنگی

احساس

 

چندی است

احساس می کنم 

 قدری پیر شده ام

  آخر

  برتعدادٍ خاطراتی که برای دیگران  تعریف می کنم

 هرروز اضافه می شود.

                                 یک روز ...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمد جواد آریا  | 

دانیال

   «دانيال» ،نامي است كه بيش از هرچيز «نبي» بودن آنرا مي دانيم.مي دانيم  يكي از پيامبران بني اسراييل بوده كه درقرن هفتم پيش ازميلاد مي زيسته و تعبير معروف او ازخواب «نبوكدنصر»يكي ازحاكمان آن زمان موجب نفوذ او شد. مقبره او در شوش بوده و.....

   « دانيال » قصه من اما نه «نبی» است و نه« حاکم»،بچه حدودا سه ساله اي است كه در يكي از مهدكودكهاي تهران روزگار مي گذراند اوفرزندمادر و پدري است كه چندي است ازهمديگر جداشده اند.«مادر» خانه و زندگي را رها كرده (ببخشيدجمع كرده!)و رفته.پدر نيروي خدماتي يكي از شركت هاست كه توان تامين هزينه هاي اوليه خودرا نيز ندارد،او مجبور است صبح زود از يكي از حواشی اطراف كرج «دانيال»را به مهدكودك برساند و خود به محل كاربرود.نزديكان« دانيال» مي گويند فقر اجازه خريد حتي يك كيف را به پدر نداده و او هرروز وسايل «دانيال»را داخل نایلون مي كند و به مهد مي فرستد.نایلونی که اتفاقا هرروز تکراری است.«مهد»ي كه به جهت نزديكي جغرافيايي با محل كار پدر،بچه هايي را پذيرفته كه هرروز آنها را با خودوهاي لوكس !!مي آورندودر كيفهاي رنگارنگشان موادغذايي رنگين جا مي دهند.مي گويند چند روزي است كه مدام از بيني بچه خون مي آيدو چون علت پرسيده مي شودغرور پدر مي گويد:« آخر هميشه با دماغش «ور» مي رود»!!.مي گويند روزي كه پدر و مادر جداشدند فاميلهاي پدر ،اورا شماتت كردندكه :«چرا بچه روقبول كردي؟بايد سر مادره مي گذاشتي» و همين شماتت منجر به كتك كاري پدرنزد بچه دوساله مي شودومشكلات رواني و افسردگي هايي كه بعد از آن دامن بچه بيچاره را مي گيردوروزها گوشه گيري و سكوت را به او هديه مي كند!.تمام تن بچه را جوشهاي ريز و درشت فراگرفته و مشكلاتُ٬ اجازه رسيدگي به او را نمي دهد.من نمي توانم بفهمم كه پدر شبها را با بچه دو ساله چگونه سر مي كند.نمي دانم خستگي روزانه پدر اين اجازه را مي دهد كه با فرزند خودش بازي كند ياخير؟نمي دانم جاي خالي "مادر"چگونه پرمي شود.نمي دانم بچه!!!واي بچه ،بچه ،بچه......آيا او معناي «سك ، سك»را مي فهمد كه من هرروز بايد-تاكيد مي كنم« بايد»- آنرا براي بچه خودم بگيرم؟اواصلا مي داند «شكلات»چه رنگيه؟مربي هاي مهد مي گوينداورا باميوه ساير بچه ها شريك مي كنيم اماآيا با اين قضايا "اعتمادبه نفس" در بچه نمي ميرد؟راستي حال او  وقتي كه مادر بچه ها را مي بيند كه چطور عزيز دردانه شان را بغل مي كنند چگونه است؟وقتي كه كفش پاره پاره خود را با كفش ديگر بچه ها با نگاههای حسرت بارش مقایسه می کندچطور؟ آيا او مي تواند با دنياي بچه هاي ساكن مهد بازي كند؟منظور واژه هاي ديگرهمبازي هايش را مي فهمد؟شرك را مي شناسد؟سيا ساكتي را چطور؟ ......هزاران هزارسوال مثل خوره به جانم نسشته و جواب درستي ندارم.فقر؟طلاق؟ناداني؟سياست؟نمي دانم،نمي دانم."دانيال" را مي بينم  و بي اختيار نگاهش را دنبال مي كنم .آنطرفتر راننده اي براي زني بوق  مي زند،زن بچه را بغل كرده و بوسه كنان ......... !!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد جواد آریا  | 

موجي به رنگ سبز

   ميرحسين موسوي وزير محبوب سال‌هايي كه «عشق» از «نان» بيشتر بود در آخرين روز مهلت ثبت‌نام كانديداهای دهمين دوره رياست جمهوري و در ميان خيل هواداران پرشور با پرايد ي سفيدرنگ وارد وزارت كشور شد و نام خود را به عنوان يكي از كانديداها ثبت كرد.

    پاراگراف بالا، تنها يك «خبر» نيست چرا كه او در بيانيه خودبا بيان « آمده ام تا» ، از «تا»هايي پرده برداشت كه به باور بسياري در طول ساليان اخير به عنوان «دغدغه»، ذهن بسياري از مسئولان را به خود اختصاص داده است.

   «ترميم ساختار آسيب‌ديده»، «پاسداشت كرامت انساني»، «پاسداري از آزادي انديشه» و البته ده‌ها موضوع ديگري كه او در طول بيست سال درباره آنها «احساس خطر» نكرده بود، بهانه‌هايي بودند كه «مير» اصلاحات را وادار كرد به صحنه بيايد، شايد روش‌هاي حكومتي ناصرالدين شاهي را برچيند.

   او آمد و با آمدنش سيد خوشنام اصلاحات ـ سيد محمد خاتمي ـ اخلاق انتخاباتي را چه خوب تعريف كرد و رندانه «سرمايه ي بزرگ اجتماعي» اصلاح‌طلبان را هدر نداد. هرچند «موسوي»، «خاتمي» نيست و نبايد هم باشد لكن به باور بسياري از صاحب‌نظران گزينه‌اي مطلوب است براي تمامي آنهايي كه خواستار تغيير و بهبود وضعيت موجودند، او شخصيت اجرايي قدرتمندي دارد، از سلامت اخلاقي برخوردار است، با تجربه است، بر عقيده‌اش پايدار است، شرايط بين‌المللي را خوب درك مي‌كند و به تعبير زيباي «عبدالجبار كاكايي» شاعر معاصر «از جنس خالص جنگ است.»

   بسياري از صاحب‌نظران از دهمين دورن انتخابات رياست جمهوري به عنوان فرصتي بي‌بديل براي كانديداها ياد مي‌كند، چراكه دردولت قبلي «فرصت‌هاي بزرگ» به «تهديدهاي بزرگ‌تر» تبديل شده‌اند، منافع ملي بدجوري به خطر افتاده است، آزادي‌هاي اساسي مردم به راحتي زير پا مانده‌اند، دروغ، دغل، ريا و بي‌صداقتي رواج عام يافته و كرامت انساني به بازي گرفته شده است و شايد به همين دليل است كه «ميرحسين موسوي» در آن روز ارديبهشتي با صلابت تمام اعلام كرد: «آمده‌ام تا كرامت انسان‌ها را پاس بدارم.»

   او آمد تا به مردان و زنان اين سرزمين براي چندمين بار بياموزد ريشه توسعه نيافتگي ما در فرهنگ استبدادي جامعه ما نهفته است و اين چنين است كه انتخابات دهم رياست جمهوري بزرگترين چالش دو جريان غالب سياسي »اصلاح‌طلب» و» اصول‌گرا» را پيش روي صاحب‌نظران و آگاهان سياسي قرار خواهد داد. چالشي كه قاعدتاً بايد در طول آن عملكرد پراگرواماي دولت روشن شود، همان موضوعي كه چه ساده و راحت دستماية شعارهاي كانديداهاي انتخاباتي شده است، آنجا كه محسن رضايي كه خود را اصول‌گرا ارتدكس مي‌خواند از نقد آن ابايي ندارد، مهدي كروبي داعيه تغيير آن را دارد و ميرحسين موسوي بر مفاهيمي انگشت گذارده كه در نتيجه آن نواي بازگشت به عقلانيت به گوش مي‌رسد.

   او آمده است و با آمدنش موجي از اميد را در بين شهروندان دلسوز ايراني ايجاد كرده است. موجي به رنگ عشق، و در اين وادي، اصول‌گرايان  آرام آرام صداي پاي نگراني را مي‌شننوند چرا كه مي‌داننند اگر او لب به سخن بگشايدآنچه كه از تقابل »تزوير» و» صداقت » بدست خواهد آمد مسلما تزوير نيست ،صداقتي است به رنگ سبز كه از توزيع سيب زميني حاصل نشده است!!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد جواد آریا  | 

جدل جاودانه براي تغيير

باتبریک سال جدیدُ این هم آخرین مطلبی که در این سال برای نشریه شهرم نوشته ام:

«لا تكن عبدك غيرك و قد خلقك الله حراً»

اين جمله‌اي شريف از امام اول شيعيان حضرت علي (ع) است كه به جرأت مي‌توان از آن به عنوان يكي از هزاران نماد تفكرات و انديشه‌هاي متعالي ملتي ياد كرد كه رو به روي يكي از مشخصات شناسنامه‌اي آنها، پيروي از ديني به نام اسلام و مذهبي به نام شيعه درج شده است. گزاره‌اي كه مفهوم آزاده‌خواهي و آزاده‌طلبي انسان را در خود جاي داده و به خوبي نشان مي‌دهد كه آزادي همزاد و همراه انسان است و خداوند متعال او را آزاد آفريده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمد جواد آریا  | 

زماني براي خيزش خاكستري

 روزی که روزنامه ها ازآمادگی" دو سید" برای مشارکت در انتخابات نوشتندبرای بسیاری از سیاسیون روزی بیاد ماندنی خواهد بود و البته اگر این تعامل به پیروزی یکی از این دو تن در انتخابات منجر شود مسلما صفحات بسیاری از روزنامه ها به این روز اختصاص خواهد یافت.مطلب زیر هم در همین زمینه است که مطابق معمول سه پست قبلی برای یکی از نشریه ها نوشتم

 از زماني كه در بحبوحه فضاي ملتهب و پر تنش 1375تيتر روزنامه هاي يك روز سرد زمستاني بر "نيامدن مير حسين"چرخيد تا زماني كه"پرهيز "وي از درگير شدن با اصحاب سياست شكست ،دوازده سال گذشت تابااعلام حضور جدي وي در عرصه سياسي بقولي" نخستين سونامي "انتخابات دهم رياست جمهوري شكل گيردو اين مردآرام ، آرام آرام ٬وارد آوردگاه رقابت شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط محمد جواد آریا  | 

غزه

    غزه می لرزد و می لرزد٬غزه قربانی شده است٬غزه به خونابه ای بدل شده که آرام آرام محو می شود٬غزه ٬غزه٬غزه٬غزه .

   نمی دانم چندین و چند بار قرار است این واژه را بشنویم اما می دانم که به هر حال قراراست روزی این واژه در ادبیات خبری گم شودو البته می شود!!! و چقدر غمناک است که در این بادیه "هیچ"تنها واژه ای است که سرآخرهمه می گویند:"این همه گفتند و سرودند که چه؟که:"هیچ"

   مظلومیت را بگویم یا شقاوت؟ نمی دانم٬ امانیک می دانم که اگر درایت بود اکنون گوش های ما این واژه را نمی شنید.جالب است که" آمران" حمله می گویند نمی خواهیم تجربه ی" لبنان" برای ما تکرار شود و جالب تر اینکه "حماس"و مسوولان آن نیز می خواهند از آموزه های" حزب الله" و" سید حسن"٬ عبرت بگیرند.

    داستان غریبی شده این بازی های سیاسی که اگر هیچ نداشته باشد "خوراک"برای رسانه ها٬ چیز خوبی است.که اگر هیچ نداشته باشد"تهیه بیانیه" از طرف انجمن های انسان دوست ُچیز خوبی است.که اگر هیچ نداشته باشد ٬"سرگرم" شدن سران و غیر سران برای متهم کردن این وآن چیز خوبی است.که اگر هیچ نداشته باشد"مشغول" کردن ذهن دیگران برای عدم توجه به مسایل و موارد حساس تر چیز خوبی است. که اگرهیچ نداشته باشد....... 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد جواد آریا  | 

بازي با مهره سفيد

 این مطلب را نیز به سفارش یکی از دوستان مطبوعاتی ام نوشته ام (خدا این یار شفیق را از من نگیره که باعث میشه من هرچند وقت یه بار به فکر آپ کردن وبلاگم بیفتم .) به هرحال انتخابات نزدیکه و یواش یواش قلم ها به سمت وسوی این موضوع کشیده میشن .

 دهمين رييس جمهور ايران درحالي شش ماه ديگر انتخاب مي شود كه هنوز دو جريان غالب سياست ايران قالب انتخاباتي نگرفته  و"تيم تفكر"آنها مجال عرض اندام تبليغاتي به بازيگرانشان را نداده اند.

   دو جرياني كه در خزانه تجربيات سياسي شان بخوبي اين گزاره متقن و باور پذيررا فهميده‌اند كه:"دولتشان مستعجل است و حكومتشان فرصتي گذرا" و برهمين پايه، بايسته و شايسته است كه در"اوج" به فكر"حضيض"باشند و در زمانه ي "فرودبر فرش خاك"به "برآمدن درعرش پاك" بينديشند.

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط محمد جواد آریا  | 

حرکت برمدار واژه ای بنام د م و ك ر ا س ي

 

  مطلب زیر برای چاپ دریکی از نشریه هانوشته شدکه هرچند با ادبیات وبلاگی جور نیست اما با کمی حک و اصلاح می خوانید.

بيشتر از يك قرن از فرياد آزادي خواهي ملتي به بزرگي ايران مي گذرد و در طول اين سده ي پر نشيب و فراز، مردان بسياري از جنس نور در كوچه پس كوچه هاي بعضا تاريك و خاكستري اين مرزو بوم دنبال"چراغهايي"گشته اند و دريغ كه مردان با چراغ اين "آزاده خواهي" در بسياري از موارددنبال آني بوده اندكه هرگز"يافت مي نشده" است.

به جرات مي توان گفت در طول اين سالهاي غريب و شايد خوفناك ،رنجها براين ملت رفته كه البته موجبات زايش تفكراتي را بر اساس چيدمانهاي خاص دموكراسي طلبي فراهم نموده است . در اين راه گاه مردان و زنان  سفرها رفته اند،گاه خود به پا خواسته اند و گاهي نيز براساس منطق هاي دروغين نشسته و دم فرو بسته اند.به بياني در اين راه پرخطربارها دويده اند و حاشا كه در بيشتر اوقات نرسيده اند.

يكصدو سه سال از امضاي فرمان مشروطه توسط دستان لرزان و تكيده مظفرالدين شاه ميگذرد،لكن نگاهي به سير تاريخي اين فرزند_كه اكنون به پيري مي رودو دريغ كه موهاي سپيد به كارش نمي آيند!!_نشان مي دهد كه از اين نمد هيچ كلاهي عايد مملكت نشده و وای اگر در برهمين منوال بچرخد......!!

آري اين فرايند در همان اوان كودكي با به توپ بستن" عدالت خانه" توسط محمد علي شاه با نا مرادي آشنا شدو در همین اثنا "استبداد صغير"متولد شد و صد افسوس که در اين راه صعب٬ انديشه هاي" سيد جمال الدين اسدآبادي"،"ملك المتكلمين"،"زين العابدين مراغه‌ ‌اي" ،"ميرزا رضاي كرماني"،"شيخ فضل الله نوري"،"ميرزا جهانگير خان صوراسرافيل" ،"ستار خان و باقرخان"،"اميركبير"،"علي اكبر دهخدا"٬" دكتر محمد مصدق" و...و...نتوانستند "دست "اين فرزند نوپا رابگيرندچرا كه در پس اين دست گيريها،پابندهايي مثل" رضا خان" و "محمدعلي شاه "و "اتابك" و "امين اسلطان" و" يفرم خان " و " شوستر" و حتی حمايت هاي بيگانگاني وجود داشتندکه چون مشروطه را نمي خواستندغل و زنجير ها ساختندو گردو خاك ها بر چشمان بزرگان و دلسوزان اين سرزمين پاشيدند.

به هر حال آرمان هاي انقلاب مشروطه براي پيشگامان اين عرصه بسيار روشن بود.آنها عدالت مي خواستندو آزادي ،چرا كه استبداد دمار از روزگار آنان كشيده بودو مردم دنبال مهار قدرت سيري ناپذير شاه بودندو اين سير سالها طول كشيد تا به انقلاب اسلامي و سپس دموكراسي و مرمسالاري رسيد. انقلاب نيز بسان مشروطه چون در صدد تغيير گفتمان بود بسياري از كنشگران عرصه سياست را به خود همراه ديدچرا كه " گفتمان مبارزه با استبداد و اقتدارگرايي" را به عنوان مانيفست خود برگزيده بود.

عصر كنوني نيز چه بخواهيم وچه نخواهيم عصر حاكميت دموكراسي است وبه همين دليل است كه "اوباما" ی رنگين پوست كنيايي الاصل، رييس جمهور كشوري مي شود كه گفتمانش دنيا را گرفته است و جهانشمولي اش را كمتر كسي انكار مي كند-. از اين منظر است كه نگرانيها از بابت انتخابات آتي ايران نيز بدون شك متاثر از اين گفتمان خواهد بود . گفتماني كه حركت اصولي بر مدار آْن ٬آرمان هاي بر گرفته از "عدالت خانه"يكصد سال پيش را احيا مي كند. و اين سونوشت محتومي ا ست تا بتوان با تاسي از آن و الهام از آموزه هاي شيرين الهي ،نيروهاي ضد تاريخ را محكوم كرد،شايد ذره اي از عقب افتادگي هاي تاريخي را جبران كرد.

حركت دادن مهره ها در اين بازي نه چندان دشوارنيز ،سخت نيست كافي است قدري بينديشيم كه چگونه مي توان روند پاسخگويي را در حاكمان زنده كرد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 8 قبل از ظهر  توسط محمد جواد آریا  | 

بشارت

   

     یادم می آید  دریکی از جلسات دولتی چند سال اخیرکه با حضور بالاترین مقام تخصیص بودجه کشور -در آن روزها-و مدیران صف و ستادسازمان حفاظت محیط زیست برگزار می شد ٬ یکی از مدیران سازمان مذکور با بیان آسیبهای ناشی از بهره برداری از ذخایر عظیم نفتی پروژه پارس جنوبی برمحیط زیست منطقه ٬گفت:  من بشارت!!!!! می دهم که با بهره برداری از این ذخایر هیچ گیاه زنده ای آنجا نمی ماند!!!!!! عکس العمل حاضران در اون جلسه بماند. اما .......

  حالاداستان مدیریت امروزکشور ما هم داستان جالبی شده به گونه ای که بعضی از  خبر نگارای!!!!!!ماپس از گرفتن هدایای قابل ملاحظه از مدیران دولتی وغیر دولتی از "کاهش خاموشی برق"در آینده ای نزدیک ٬به عنوان "مژده"و "وعده"و "بشارت"نام می برند و لابد از زدن تیترهای اینچنینی هم کلی لذت می برن !!!! نمی دونم احتمالا یا اونا نمی دونن ایران ما روی معادنی سرشار از نفت و گاز و .... بنا شده ٬یامفهوم واژه های   "وعده" و" مژده "و "بشارت" و ... تغییر کرده!!!!    

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد جواد آریا  | 

فراربه جلو

 

    انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است و متعاقب این موضوع بازار تحلیل و تفسیرهای روزنامه ای و محفلی روز به روز بیشتر می شود .

   اما فارغ از این بحثها و نظرها٬ رفتار و سکنات برخی برای حفظ قدرت عجیب می نماید تا جایی که برای رسیدن به هدف خوددست به هر کاری می زنندتادیگری پا به عرصه ی وجود ننهد.در گیرودار چنین مطالبی بی شک نظر برخی که تاثیر گذارترند٬ قابلیت اشاعه بیشتری دارد و این چنین است که "حاج حسین"امروز دست به کارـ ببخشیدقلم -می شود و...

    داستان سرمقاله( دوشنبه ۷مردادکیهان) را می توان نوعی" فرار به جلو" تلقی کرد٬ چرا که همه می دانند که اگر به قول "حاج حسین"اجماع اصلاح طلبان روی گزینه"سیدمحمدخاتمی"باشد و البته او هم اعلام آمادگی کند٬ُمیزان رای  او با توجه به عملکرد مفتضحانه دولت اصولگرایی٬ خیره کننده خواهد شد. پس چه بهتر که از همین حالا با فرار به جلویی که انجام می شود قصه را عوض کرد و باپیش کشیدن احتمال رد صلاحیت سیدمحمد خاتمی چالشی را برای او و جبهه دوم خرداد ایجاد نمود. بدون شک اندیشیدن به این موضوع از جانب اصلاح طلبان باعث ایجاد اختلاف و در خوش بینانه ترین حالت تاخیر در تصمیم گیری و اتلاف وقت برای تصمیم گیری در این عرصه خواهد شد.

  اما به نظر من٬ با این جرقه خودبخود حافظه تاریخی مردم به ایام قبل از انتخابات سال۱۳۷۶می رودو تکرار تخریب ناجوانمردانه آنروزها ٬هرچه نداشته باشد داستان رقابت را جذاب تر می کند و جذابیت بیشتر بر خلاف نظر "حاج حسین"باعث مشارکت بیشتر و مشارکت بیشتر باعث انتخابی بجز اصولگرایی خواهد شد ودراین اثنا فرقی نمی کند کاندیدای اصلاح طلبان"سید محمد خاتمی "باشدیا هرکس دیگر.      

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمد جواد آریا  |